X
تبلیغات
رایتل
سخن کوروش
اشعار و دست نوشته ها
 
مختومقلی فراغی
yv537u80j61e7cdkkn2p.jpg

بر آرامگاه

مختومقلی فراغی

 من امروز 6 صبح چرتی زدم و 10 تا الان همش پشت فرمان بودم

تعجب نکنید . آره برای من تنبل و گریزان . معجزه شده
ولی به لذتش میارزید.
امروز سعادت دیدار دوباره ی آرامگاه شاعر شهیر ترکمن مختومقلی فراغی رو به دست آوردم.
حدود 200 کیلومتری گنبد کاووس و 260 کیلومتری گرگان(در استان گلستان )
حالی غریب دارم
گوئی به زیارت فردوسی این قوم نائل شده ام.
وقتیکه سالک راه بودم . بارها حلقه ی اشک گرداب خطر شد برایم
وقتیکه زمزمه می کردم (آیرل دم)رو(برابر آیرلیق آذری ها) رو که برای عشقش سروده
زمزمه مادران ترکمن رو(اجه جانا) جونقور قویادایا عاشا سنقا.....
البته چون معنی این اشعار رو شنیده ام. لذتم بیشتر بود بخصوص که تراکمه انان را به سرود وترانه میخوانند.لذتبخش تر است.
در برگشت نیز از مسیر شهر یکی از بچه های خوب انجمن (محمود عزیز) گذشتیم.
از تپه ماهور های سر س بز هوش پران آن
دشت شقایق
زنانی با لباس های محلی
حیواناتی در حال چرا در مراتع اطراف
و.....
هر چه که بگویم در وصف آن کم گفته ام.
جای همه شمارو خالی کردم.




ارسال شده در: شنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1389 :: 12:15 ق.ظ :: توسط : کوروش
 
نویسندگان
کوروش (522)
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 112988