X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سخن کوروش
اشعار و دست نوشته ها
 
وپاسخی از من ِ الکن به کوروش


به کوروش چه خواهیم گفت؟ ***** اگر سر برآرد ز خاک
اگر باز پرسد ز ما *****چه شد دین زرتشت پاک
چه شد ملک ایران زمین ***** کجایند مردان این سرزمین
به کوروش چه خواهیم گفت؟ *****اگر دید و پرسید از حال ما
چه کردید برنده شمشیر خوشدستتان ***** کجایند میران سرمستتان
چه آمد سر خوی ایران پرستی ***** چه کردید با کیش یزدان پرستی
به شمشیر حق نیست دستی
که بر تخت شاهی نشسته است ***** چرا پشت شیران شکسته است
در ایران زمین شاه ظالم کجاست *****هواخواه آزادگی پس چرا بیصداست
چرا خاموش و غم پرستید،های ***** کمر را به همت نبستید،های
چرا اینچنین زار و گریان شدید ***** سر سفره خویش مهمان شدید
چه شد عرق میهن پرستیتان ***** چه شد غیرت و شور و مستیتان
سواران بیباک ما را چه شد***** ستوران چالاک ما را چه شد
چرا ملک تاراج میشود ***** جوانمرد محتاج میشود
چرا جشنهامان شد عزا ***** در آتشکده نیست بانگ دعا
چرا حال ایران زمین ناخوش است ***** چرا دشمنش اینچنین سرکش است
چرا بوی آزادگی نیست، وای *****بگو دشمن میهنم کیست، های
بگو کیست این ناپاک مرد ***** که بر تخت من اینچنین تکیه کرد
که تا غیرتم باز جوش آورد ***** ز گورم صدای خروش آورد 


وپاسخی از من ِ الکن به کوروش


اگر پاسخی خواهد آن مرد ِ پاک
همه سرخ چهره گان و همه شرمناک

فروغی که ایزد در این خاک داشت
به نیرنگ ما اهرمن ،تیره کاشت

دروغی که مارا سراپا گرفت
به دلهای ما کینه ماوا گرفت

کجا این زمین را غم و درد بود؟
همه چهره ها شاد و کی زرد بود؟

ونیم ِ جهان بود ،ایران زمین
همه راد مردان بی عقد و کین

کجا سرکشی را که طغیان کند؟
کجا آمری،نقض پیمان کند؟

کجا اهرمن خو شود کامران؟
کجا یک خودی ، میشود دیگران؟

جوانمرد و عیار ِ این سرزمین
فراوان و هریک پی بهترین

کجا اهرمن در پی باج بود؟
کجا جرات و فکر تاراج بود؟

همه اینکه برما رود، رفته است
ویا دست وپا ،فکر ِما بسته است

دروغی که ما سالها گفته ایم
زپیشینه ما ، دست ِخود شسته ایم



ادامه دارد






ارسال شده در: یکشنبه 13 تیر‌ماه سال 1389 :: 09:06 ب.ظ :: توسط : کوروش
 
نویسندگان
کوروش (522)
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 112966