X
تبلیغات
رایتل
سخن کوروش
اشعار و دست نوشته ها
 
کوروش بزرگ
دوستی ناشناس بنام کوروش کبیر بدون معرفی وب و سایتی گفت هرچه در وبت گشتم  چیزی در مورد کوروش ندیدم. در صورتی این وب شخصی است و درد دلها و سروده های حقیر نه آن بزرگ

بر آن شدم مطلب زیر را  در پاسخ آن دوست قرار دهم


 کوروش بزرگ


زمانی کزروس به کوروش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به مردم می بخشی.
کوروش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟
کزروس عددی را با معیار آن زمان گفت .
کوروش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کوروش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد.
سرباز در بین مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در توان داشتند برای کوروش فرستادند.
وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.کوروش رو به کزروس کرد و گفت : ثروت من اینجاست  اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم . زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد .



ارسال شده در: چهارشنبه 20 مرداد‌ماه سال 1389 :: 02:13 ق.ظ :: توسط : کوروش
 
نویسندگان
کوروش (522)
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 112988