X
تبلیغات
رایتل
سخن کوروش
اشعار و دست نوشته ها
 
و این آخرین پاسخ من

و این آخرین پاسخ من به شعر ناشناس زیر


لب فرو بستم من اینک، سالهاست
چون هنر در پیش خوکان بی بهاست

خواب؟من هرگز نخفتم نازنین
گر نداری باورم رنگم ببین

زرد دانستی،اگر سب ز هم نیم
من به رنگ ِ شیر و خورشیدم بَبَم

گور بابای سی است گفته ام
تو گمان کردی که اینک خفته ام؟

برگزیده نیستم ازجا و کس
جیره خوار ملتم ،گر خارو خس

من فقیر عشقم و نی مزد گیر
من غنی و عاشقم ،برنا و پیر

من شهید زنده ام خاک جُفیر
کاش می مردم ،نمیدیدم تو غیر

مدعی ِشاهدان خاک ِ ما
خویش نشینند و شده پرمدعا

تهمت رعیت زدی ،هیهات ِتو
شد هویدا بهر من میقات ِتو

گفت اربابت بگو،گفتی به او
آنچه شایسته به تو باشد عدو

تو کجا و عشق را و مهر را
حیف آیدبر زبانت ، شعر را

خوشنویسی می کنی گویا؟ بد است
دل نویسی نیست،آن رنج ید است

جیم را گر تو مدور می کنی
زحمت خلقی میسّر می کنی

"دور" شاید داری ای پر مدعا
کو به دل"شان" و کجا شدآن "صفا"

گر الف دارد سه نقطه یاد دار
آستان جان شود یک نقطه، زار

++++

"اصول" و"نسبت"و" ترکیب" باید
به" شان دل" شود مقصود شاید

"صعود"وهم "نزول"و "ضعف"و"قوت"
بباید شد عجین با جو مروت

قلم را پاس باید،خورده هایش
نباید ریخت ،ناکس را به پایش

بدا، طفلی ،که پاسخ در خورت نیست
اگر پیری،بگو الفاظ را چیست؟؟

من از آن هموطن گفتم ،تفنگش
تو اما بر وطن گفتی جفنگش

همان به خاموشی را برگزینم
جوابم را نهان دارم که اینم

تو را باید به مردم واگذارم
به مردم ،مردم این کارزارم




کلمات داخل"آبی" اصطلاحات خوشنویسی است










ارسال شده در: جمعه 5 شهریور‌ماه سال 1389 :: 06:57 ب.ظ :: توسط : کوروش
 
نویسندگان
کوروش (522)
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 112988