X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سخن کوروش
اشعار و دست نوشته ها
 
در brt اتفاق افتاد


by Ardeshir on 10/26/10
تو ایستگاه آیت سوار اتوبوس شدم، پشت سرم سه تا دختر بیست و یکی دو ساله پریدن بالا. تا اومدن بالا به همدیگه گفتن اصلا اونور جا نیست (اشاره به قسمت مخصوص خانم‌ها در یک چهارم ابتدایی اتوبوس)
قسمت آقایون خیلی خلوت بود، کسی هم توجهی بهشون نکرد. ولی قسمت خانم‌ها در حال انفجار بود. یکهو یه خانم، با قیافه خیلی شیک و پیک و امروزی، از اون وسط‌های جمعیت و در حال له شدن بلند داد زد و خطاب به دختر‌ها گفت که بیاین اینور. دختره گفت اونور که جا نیست، سر کنسول ِ خدا جواب داد که خوب با اتوبوس بعدی بیاین. طفلک دخترها زیر نگاه‌ها و نوچ نوچ کردن‌های خانم‌ها از اتوبوس پیاده شدن

چند لحظه سکوت برقرار بود. یکهو یه پسره از ته اتوبوس گفت: تا وقتی اینطوری فکر می‌کنید، همون یک چهارم اتوبوس هم واستون زیاده

مجددا سکوت برق
رار شد




ارسال شده در: دوشنبه 10 آبان‌ماه سال 1389 :: 02:10 ب.ظ :: توسط : کوروش
 
نویسندگان
کوروش (522)
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 112952