X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سخن کوروش
اشعار و دست نوشته ها
 
خانمها ببخشید

http://img.tebyan.net/big/1387/04/11961112045110028852176014113324319217493.jpg

من چقدر نوشته جورج اورل وکتاب بوف کور رو دوست دارم

یک شب برخلاف عادت همیشگی به نیت اینکه همچون آدمیان(آخه پدر زنده یادم همیشه می گفت شب مال خوابه وادم باید شب که  شدبگیره بخوابه) ساعت 3به این نیت  به رختخواب رفتم هرچه تلاش کردم بی نتیجه بود یا بالشت کج بود و یا تشک ناصاف. وخیلی از فکرهاو نقشه ها

یاد پند روانشناسها افتادم که می گفتند باید از راه شمارش (مثلا گله ای گوسفند)ذهن را خسته و فکر را متمرکز کرد تا خواب این لعبت طناز فراری بیاید. از شما چه پنهان (شاید از روی شیطنت)عده ای زن را ردیف کردم تا ازجلویم رژه رفتند وشروع به شمردن کردم یک.دو.سه و.....و1357 ناگاه یکی از این بانوان محجبه و محترمه چشمکی زد که شبم تیره وتارشد و خود نفهمیدم که دیگر خواب را باید وداع کنم. تنها کاری که کردم به دخمه ام برگشتم واین چند خط کج و معوج را نوشتم


پ.ن  من خودم ذاتا بدون وابستگی به حزب و گروهی به نوعی فمینیستم. پس بانوان محترم زود

قضاوت نکنند. اگرچه نمی خواستم ولی به اجبار می گویم این کوتاه ماجرای یک عمراست



ارسال شده در: سه‌شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1389 :: 02:59 ق.ظ :: توسط : کوروش
 
نویسندگان
کوروش (522)
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 112958