X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سخن کوروش
اشعار و دست نوشته ها
 
چگونه شاعر شوم؟(2)

سلام بر شما عزیزان همیشه همراه و تشکر از شرکت دربحث ،بانظراتی که بسیار آموختم .وسعی خواهم کرد از انها در نوشته های بعدی بیشتراستفاده کنم

نظرات ِ در این موضوع (چگونه شاعر شوم)برایم خیلی آموزنده بود.

دوستانی در پیوند هستند، فرهیخته و دانش آموخته که باراهنمائی هایشان به تکمیل وغنی شدن آن افزوده و خواهند افزود.

درآنجا نیز گفته شد که چرا ما محفوظات ادبی کمی داریم ؟البته به باور من همه ی گناه به گردن ما نیست. 30یاستهای حاکم بر سیستم آموزشی ما عمده دلیل آن است. در گذشته ناب ترین اشعار و متون ادبی

را در کتب درسی داشتیم که اجبارا باید حفظ میکردیم.ومتاسفانه حال ازداشتن این گنجینه ها محرومیم.

(مثل آن زمان ما اجبارا باید قلمی و دواتی میداشتیم تا مبادا دکتر،مهندس و.. باشیم و خط ما باعث طنز و تمسخر نباشد.)

دوستی گفته بود نمی خواهم به وسیله ی شعر حرف دلم را بزنم.میپذیرم

ولی مگر نباید سخنمان دلنشین و مانده گار گردد؟ مگر سعدی گلستان را

به زبان شعر گفت؟وقتی که می گوید : منت خدای را ،عز و جل ،که طاعتش  موجب قربتش است و به شکر اندرش مزید نعمت......

یا خاقانی درمنشئات می گوید:یالله العجب!دست بر آب بر بساط ِ عبقری

ریختن،و به عادت عقربی گریختن نه آئین جوانمردان ورسم جوانمردی باشد......

نگوئیم این زبان فاخراست و برای زمان ما نیست.بله فاخرهست ولی در زمان خودش برای آن مردم قابل فهم بوده و اگر کلمه ای چون عبقری (به معنای بزرگ قوم) را آورده برای ان مردم آشنا بوده است.

ولی هنرنمائیش را به اوج رسانده و با عقربی به زیبائی به خلقی شاعرانه  دست زده است.بی آنکه شعر را منظور باشد.

پس نباید گفت من شعر نمی خواهم بگویم .

اگر بدانیم که هرپست همان مقاله است. و مقاله باید دارای اصول و قوانین پذیرفته شده باشد. باید به هرچه زیباترشدنش کوشید.

بسیار شاعرانه داریم که شعر نیست.ولی تمام زیبائی های شعر را وحتی بیشترنیز دارد.

دارای زیبائی هایست که در شعر به ساده گی یافت نمی شود.

در زیر سه مثال را می آورم که در نثر یا یک نوشتار غیر  ِشعری به کار رفته است

ترصیع مثل: مادر مرده و چادر برده____می خورده و قی کرده

من مرده نیم ولی مردنیم___فلان با سرودست یا فلان زارونزارست

تضمین مثل فلان بسیرت گزیده ،عادت پسندیده معروفست و به خدمتکاری دولت و طاعت داری حضرت موصوف....

تشبیه مثل فلان چون شیراست،اگرشیرعقل دارد و چون ابرست اگر ابر گوهر دارد.

وبسیاری که در ادبیات ما با عنوان صنایع ادبی نامیده می شود که با نخواندن و ندانستن چقدر ما فقیر در بیان هستیم.

ما که در وادی قلم ،قدم میزنیم نمی توانیم بی این پاپوش طی راه کنیم.

پس بدانیم آنکه حرف دل دارد، باید که با ادبیات پیشین آشتی کند

 ادامــــــــــــــه دارد

 باز هم در نظرات من و همراهان را با نقد و سوالو اظهار نظر یاری کنید

(راستی سعی کنید در خرید عید انتخاب رنگهای شاد و روشن داشته باشید)



ارسال شده در: سه‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1389 :: 02:55 ب.ظ :: توسط : کوروش
 
نویسندگان
کوروش (522)
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 112978