X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
سخن کوروش
اشعار و دست نوشته ها
 
چگونه شاعر شوم؟(3)

سبک

چیزی که سالهاست ذهنم را مشغول کرده و در بسیاری جا ها .باعث بحث و سکوت با خودخوری شده مسئله و موضوع سبک است.

 

بارها دیده شده که هنرمندی نوپا و در ابتدای راه ،(حال در هرزمینه ای از هنر و ادبیات)

به محض شنیدن یا دیدن ،به به و چه چه ، به خود غره شده و مدعی سبک می شود.

و به این بهانه گویا می خواهد ناتوانی ها و هرز روی های خودش را پنهان کند.

مثال می زنم

زیباشناسی ِ نقاشی با قرنها تجربه ثابت کرده که فاصله بین دوچشم ،یک چشم است او بزرگتر یا کوچکتر بکشد.

نوازنده و خواننده ای که اوج و فرود را و یا تحریر ها را مناسب رعایت نکند

شاعری به بهانه این که نیما طرحی نو درانداخته و قالبهای کهن را تغییر داده و در اوزان عروضی تسهیلاتی قائل شده و یا شاملو در دل آن راهی دیگر ، پیموده

به کارش نگاه  می کنی به جدولی از  کلمات گاه نا مفهوم  منتهی می شود .

وقتی به اینان معترض شده و می گوئی: نمی شود بی علم و شناخت پیشینه راه آینده را طی کرد.وبه دلایلی به اثبات بیراه بودن می پردازی

بادی در غبغب می اندازندکه : این سبک من است.

در صورتی که همگان خوب میدانیم که سبک دارای اصول و تعبیر خاص بوده که در کلام بزرگان نیز مستتر است.

در نقاشی و معماری و.. مثل می گویند سبک گوتیک،کلاسیک،ومدرنیسم پسامدرن و..

در موسیقی ایرانی هم پس ازدوره ی مقدماتی .سبک میرزاعبدالله  را داریم

در سینما نیز سبک رئالیسم و سورئالیسم( که آدمی به یاد اثر مانده گاردزد دوچرخه ی ویتوریا دیسکا می افتد)

در ادبیات سبک خراسانی و هندی یا اصفهانی ،سبک دوره ی بازگشت وسبک نیمائی...

(وهنوز عده ای پس از گذر یک سده ازگفتن سبک نیمائی اکراه دارند.)

سبک  اگرچه در معنی کلمه شیوه ای خاص برای بیان احساس و اندیشه ورفتار یک فرد است. ولی در وادی شناخته شده هنر و ادبیات

سبک ،

اغلب بیان گر اوضاع واحوال فرهنگی و اجتماعی یکسان در دوره یا مکان جغرافیایی خاصی است که به افراد در آن موقعیت، خصوصیاتی مشترک میدهد که با کمی دقت دراجزائ آن  قابل تشخیص است.

مثلا سبک هندی یا اصفهانی. پیچیدگی های لفظی و معنائی .

در سبک خراسانی استواری و زمختی اوزان و کلمات آن

در سبک عراقی لطافت و نرمی و عاشقانه بودن

ودر ادبیات

سبک خراسانی،سبک عراقی ،سبک هندی ، سبک دوره ی بازگشت

که هریک دارای ویژگی های است شناخته شده

ویژگی های سبک خراسانی

1- کلمات عربی بسیار کم دارد و اگر باشد ، آسان است .

2- لغات فارسی آن گاهی شکل کهنه و حتی لهجه ای دارد مانند آبا ( = با ) یا نیلوفل (= نیلوفر )

3-   تشبیهات و استعارات آن ساده است و می توان آن را در نظر مجسم کرد مانند استعاره ی « سینه زاغ

پران» به جای « شب » در شعر فردوسی :

     « چو خورشید رخشان بگسترد پر          سیه زاغ پران فرو برد ، سر »

4-   مهمترین قالب شعر در این سبک ، قصیده بود.

5-   از نیمه ی قرن سوم تا آخر قرن پنجم رواج کامل داشت .

 

سبک عراقی

از قرن ششم کم کم شعر فارسی در صفحات مغرب ایران گسترش یافت و در منطقه ی عراق عجم ؛ یعنی ،

تقریبا  در منطقه ی بین ری، اصفهان و همدان ، سبکی تازه یافت که بعضی از شعرای خراسان مانند انوری و سید حسن غزنوی در آن پیشقدم شده بودند. به همین دلیل ، سبک شعر این دوره را عراقی نامیده اند ؛ اگر چه بعدا به وسیله ی نظامی گنجوی و خاقانی شروانی در شمال غربی ایران هم گسترش یافت و با سعدی و حافظ به کمال رسید.

 ویژگی های مهم شعر سبک عراقی

1-   لغات فارسی ، شکلی ادبی یافت و از شکل کهن و لهجه ای بیرون آمد.

2-   با لغات عربی بسیار مخلوط شد که اغلب دشوار هم بود .

3-   تشبیهات آن دشوار بود و به علاوه ، اغلب صنایع شعری را در خود داشت.

4-   مهمترین قالب شعری غزل بود.

5-   از قرن 6 تا آخر نهم ادامه یافت و از آن پس هم به کلی از میان نرفت ، چنان که محتشم کاشانی ، شاعر قرن 10 به سبک عراقی شعر می گفت .

 

- سبک هندی یا اصفهانی 

در اواخر قرن نهم با روی کار آمدن حکومت صفوی و مهاجرت بعضی از شاعران به هند ، روش تازه ای در شعر به وجود آمد که آن را سبک هندی نامیده اند ، اما چون به زودی در اصفهان ، شاعران ماهری چون صائب تبریزی پیدا شدند و اصفهان مرکز این سبک شد ، آن را سبک اصفهانی هم نامیده اند . صائب تبریزی یکی از برجسته ترین شاعران سبک هندی است ( قرن 11)؛ عرفی شیرازی ( قرن 10) و کلیم کاشانی ( قرن 11)؛ نیز از سرایندگان معروف این سبک هستند .

ویژگی های مهم سبک هندی

1- لغات فارسی مانند سبک عراقی، شکل ادبی دارد و از صورت کهنه ی سبک خراسانی خارج شده است .

2- لغات عربی بسیار دارد ، اما معمولا ساده است.

3- تشبیهات ، تخیلات مضامین آن باریک و ظریف و گاهی دور از ذهن است .

4- مهمترین نوع شعر در سبک هندی ، غزل است.

5- دوران شکوفایی آن، قرن 10 و 11 بود.

 

-دوره ی بازگشت ادبی 

از قرن دوازدهم چهار تن از شاعران مهم آن روزگار ، هاتف ، عاشق ، مشتاق و شعله ، سبک هندی را رها کردند و دوباره به روش سبکهای قدیم بازگشتند ؛ به همین جهت این دوره را دوره ی بازگشت ادبی می نامند . اینان در سرودن قصیده ، از سبک خراسانی تقلید کردند و در سرودن غزل، از سبک عراقی .در واقع در سرودن این دو شعر به بهترین شکل آن توجه کردند که به ترتیب در سبک خراسانی و عراقی بود . در سایر اشعار هم تقلید به این دو سبک دیده می شود .این روش هنوز هم در شعر سنتی فارسی معمول است . در قرن سیزدهم سروش اصفهانی ، قاآنی ، فروغ بسطامی و محمود خان صبا ، دنباله ی کار هاتف و یارانش را ادامه دادند که هنوز ادامه دارد.

 

 

 

پس سخن من این است که نباید من مبتدی در ابتدای راه مدعی سبک باشم

اگرچه هر فردی دارای اسلوب(style)خاصی در کلام است. همچنان که دیگران هستند.

مثلا صائب تبریزی . بیدل و... بودند ولی به هیجوجه درست نیست که بگوئیم سبک بیدل یا صائب ، باید بگوئیم سبک هندی یا اصفهانی . که در آن دوره مشخص تاریخی  شیوه ی همه ی آن بزرگان چنین بوده است. و خاص  یک نفر نبوده.

وسابقه نیز نداشته که سبکی در زمان خودش شناخته شده باشد. قرنها گذشته و این تفکیک توسط آینده گان به علت هماهنگی های مشترک بین شاعران ان عصر به یک سبک با نامی مشخص اطلاق شده است

 

ادامه دارد


قسمت ویژه گی ها از ادبیات فارسی

 



ارسال شده در: پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 :: 12:54 ب.ظ :: توسط : کوروش
 
نویسندگان
کوروش (522)
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 112952