X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سخن کوروش
اشعار و دست نوشته ها
 
راز چشات

هنوزم چشاتو میخوام

که چراغ خونه باشه

واسه غمهای نگفته

گریه ی شبونه باشه

 

 

بی نگاهه مهربونت

زندگی معنی نداره

تو بیا که از نگاهم

اشک غربتی نباره

 

همه ی دنیای من شد

اون چشای هم زبونت

مهتاب شبهای من شد

اون نگاه مهربونت

 

 

توی زندون نگاهت

که پریشون و اسیرم

نمی خوام آزاد بمونم

بهتره اون تو بمیرم

 

من که باشم و نباشی

همه جا تاریک و سرده

همه دنیای دل من

سوت وکور وپردرده

 

حرف خلوت تو شبهام

حرف پر رازه و نیازه

حرف راز اون چشاتو

دله من قصه میسازه

 

یاد چشمای قشنگت

همیشه بامن میمونه

همیشه تو گوش عشقم

قصه ی وفا میخونه

 

 



ارسال شده در: سه‌شنبه 23 فروردین‌ماه سال 1390 :: 09:36 ب.ظ :: توسط : کوروش
 
نویسندگان
کوروش (522)
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 112958