X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
سخن کوروش
اشعار و دست نوشته ها
 
چله نشین

درود بر تمامی همراهان صبور و صمیمی

چند روزی رادر سفر بودم . نه تنها افتخار حضور در  خانه های زیبایتان را نداشتم.بلکه به کامنت های پرمهرتان نیز نتوانستم پاسخی در خور داشته باشم امیدوارم عمری باشد برای توفیق خدمت

23642988592396050897.jpg

 

تقدیم به مهریار به خاطر هدیه ی آفرینش یک خاطره (دلنوشته)


 چله نشین بودم
 به امید شبی یلدائی

مانده گار

ونشستن به  انتظار

طلوعی و غروبی

شاید

تلولو امید

حتی در واپسین نفس .

....

خوش شبی

که از راه رسید

موعد طلوعی

مولود یک غروب

سرزدن سپیده ای

 پراز احساس  دلخواسته

یادی  پر یادگار
دست در دست
نفس در نفس
عشق در عشق
درنومید تکرار

 

 (آن شب
تنها شب یلدائی بود
که سال ها به انتظارش بودم)(

اهای ستاره ها

به پاس حرمت سالها چراغانی

از آسمان بخواهید
یک امشب اش را دراز کند
و بگوئید حاضرم

باقی عمر را

 با صبح فردای در راه

تعویض کنم

 

چه باک
ای آنانی که
درهای خوشی را
به رویم بستید
و مرا از داشتن
ماه
عشق و نفس
باز داشتید
به خود سخت نگیرید
برای آزارم
من دراز نای شبی را گذرانده ام
با او
با عشق
با هوس
و این تنها شب یلدائیم بود
و خوشم

اگر چه آخرین باشد .
زیبا ترین شب دنیا

افسوس در رود  زمان

یکبار بیشتر شنا نمی توان داشت




ارسال شده در: یکشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1390 :: 10:23 ب.ظ :: توسط : کوروش
 
نویسندگان
کوروش (522)
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 112978