X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سخن کوروش
اشعار و دست نوشته ها
 
خسته ام

تکرار جهت اطلاع

درود بر همه ی عزیزانی که حتی در این شرایط نیز لطف خود را از من دریغ نمیدارند با تمام مشکلات

نازنین همراه و همدلم امیر عزیز، دوست نوازی کرده و راه حلی برای عبور از سد فعلی در نظر گرفته که ضمن دعوت شما مهربانان . در صورت امکان به عزیزان دیگر اطلاع رسانی بفرمائید

کلیک فرمائید

پست ویژه


**************

ورق ورق دفتر پراکنده ی دلم را بدستت دادم که رویش هر چه می خواهی بنویسی. تو فقط نوشتی برو!

***

من سالهاست از لب سوز می ترسم . لب دوز داری بیا

****

چه کنم که سالهاست بر دریا خشت میزنم به این امید که خانه ای رویائی برایت بسازم

*****

وقتی که میرفت گفت :ببخش. نمیدانست که دیگر چیزی برای بخشیدن برایم نگذاشته

*****

وقتی که میرفت گفت :ببخش. نمیدانست که دیگر چیزی برای بخشیدن برایم نگذاشته

******




bhxprf8gf66kf9a6udu5.jpg

خسته ام
از شهر صورتک های
نقش بر دیوار
از اینهمه همهمه
جدایی
فاصله

باید
که بسپارم
کوله بار صدایم را
به کوه
به این اندوه دار خموش
نکاهبان دیرینه ی بسیار صدا
فریادهای
نهان دار درسینه.

باید بروم
از گوشها ی کور
چشم های کر
باید بگریز م
به جنگل های انبوه
وبر بلندای یک کوه
فارغ ِ هر چه من و ماست
و با آغوشی گشوده
سر بر آسمان
این دشت بیکرانه ی تنها
فریاد برکشم
اندوه نهان را
شاید که باد برد
با زوزه ی کلید پرواز
بر دشت ها
و کویر های دل
بذر پاشان کرد
به مهر خواسته

خسته ام
خسته از تنهایی
خسته از نامرادی
نامردی های راکبان مراد

آه ای کوه بلند
رخصتی هست؟


ارسال شده در: یکشنبه 16 مرداد‌ماه سال 1390 :: 09:04 ب.ظ :: توسط : کوروش
 
نویسندگان
کوروش (522)
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 112978