X
تبلیغات
رایتل
سخن کوروش
اشعار و دست نوشته ها
 
پروانه ای در دخمه ام

سلام به همه ی شما عزیزانم

شاید این آخرین پست ِ من در اینجاباشد ،

و سخن کوروش می رود تا در جایی دیگر رحل اقامت بگزیند.

چه محبت هایی را دید و با تمام وجود احساس کرد، که زبان ،ناتوان از سپاس گزاری است.

با اینکه امشب شعر  پایان یک ستیز را آپ کرده بودم.

ولی پروانه ای زیباو گویا خسته، به دخمه ام مهمان شد.و آنقدر چرخ زد و زد تا لب تاپم را،جایی مناسب دید برای اندکی آسایش


0j7q339nl1rbunokxgiu.jpg

گویا آمده بود
تا بگوید:دیدی که تنها نیستی؟
هستند دلهایی که گوش دارند و احساس
رو به صفحه ی کوروش که در مانیتور دیده میشد نشست
گویا آمده بود
وداع کند با اینهمه شب ها و روزهایی
که می آمدم تا حرفی از دل برانم و با یارانم باشم
ساعاتی را که هرگز، از بیهوده عمر رفته
نمی دانم
04mq5u4pt4nffuk4oxw.jpg

و
سپس برخواست
و بر دستان ِ تکیه زده بر لب تاب ،نشست
به پاس ِ سپاس ،ازدستانی که آمدند
و
با کلماتی مهربانانه
حضور صمیمی شان را رساندند
چه آنانی که آمدند و رفتند
و چه عزیزانی که حتی
با پیل تر شدنم
باز نگذاشتند احساس تنهایی کنم

دوستتان دارم


عزیزان عکس مال جند دقیقه ی پیش است


ارسال شده در: پنج‌شنبه 24 شهریور‌ماه سال 1390 :: 02:24 ق.ظ :: توسط : کوروش
 
نویسندگان
کوروش (522)
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 112988