X
تبلیغات
رایتل
سخن کوروش
اشعار و دست نوشته ها
 
دست اتحاد

74561346383185735898.jpg

ای قوم، به این وهم که بیگانه ام از من نگریزید
من جنس شمایم ،نه ز افسانه ام از من نگریزید

من مست شرابم ، زکهن باده ی دیروز
اکنون که دلا ساکن میخانه ام از من نگریزید

ویران شده ی جهل بود خانه ی دیرین
درکوشش آبادی ِ ویرانه ام از من نگریزید

دستی که درازاست به هم راهی امروز
پندار خطا گشت، که دیوانه ام از من نگریزید

فردا ی همه ،چشم به امروز من و توست
بیهوده گمانی است ،که بیگانه ام از من نگریزید

بداهه (کوروش تادرخانی)



ارسال شده در: چهارشنبه 13 دی‌ماه سال 1391 :: 04:38 ب.ظ :: توسط : کوروش
 
نویسندگان
کوروش (522)
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 112988