کاکلی
(پرنده ای که صیاد ، با مکر و حیله وبا ابزاری همچون آئینه و نور وصدای معشوق ! به دام می اندازد.)
کاکلی جان ! که ترا ، هم به فریب
عشق ِ آلوده ، به دامت ، بکشاند
عشق ِ پاکت ،که چنان آئینه بود
دغل آورد ، به آئینه رساند
صاف بود آن دل و ،صیاد به غش
یار ، در منظر ِ تزویر نشاند
عاشقان ،گرچه برفتند ، چه باک
نام ِ عشق است که بر جای بماند
عجب از بخت نیاید که چنین
در قفس ، بادۀ وصلت بچشاند
پائیز77
یهنی الان می تونم صداتو بشنوم؟!
یه کم از خوشبختی فراتره...
این باعث خوشبختی برای من ناشناس قریب
و به نظر شما آیا می توان د ر یکی از شهر های کرانه جنوبی کاسپین به دیدار ت نائل بشوم؟
یا ناگزیر از کوچ به دیار شماییم؟
گرچه دیدار مهم رفیق
دیدی گفتم قریبم؟
رفیق پیشاپیش سپاسگذار مهمان نوازیت
گمان نمی کردم که لذت گفتگوی تلفنی را از من دریغ کنی!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
تشخیص اینکه دیدار را چگونه می شود پیگیرشد را همانجا
به گفتگو می گذاشتیم.
اینکه شمالی هستی را میدانستم
ولی رفیق نامیدی را نمیدانم؟
قربتت را دوست دارم
ممنون
وبلاگ najvamoviestar به روز شد.منتظر نظر قشنگتون هستم
ممنون از حضورت عزیز
چشم
حتما از خانه ی ریبایت لذت خواهم برد
سلام کوروش عزیز نگذار هر کسی که میل دیدار دارد تو را ببیند .. یا حتی صدایت را بشنود!
معمولا احساس و علاقه ای که به هم داریم از پس هر تماسی تغییر مییابد!! مثل دیدن تصویر گوینده ای رد رادیو که سالها شنوندگانی دارد و سپس وقتی او را دیدند دیگر تازگی خود را از دست میدهد برایشان...
جسارتم را ببخشایید این را به حساب توصیه ای دوستانه بگذارید و بس!! ارادت
درود بر فرخ عزیز
من همیشه تعظیم کننده ی پیش کسوتان باتجربه ام
بله این دنیای مجازی دیر آشنای من
حس و حال خود را دارد
ولی این دوست قریب من گویا دلایلی برای چنین دیداری دارد
اگرچه برایم هنوز پرسش های زیادی بی پاسخ مانده است
از نظر پر مهرت بهره برده و آن را اویزه گوش خواهم کرد که ز مهر است و بزرگواری.
ممنون محبت همیشگی ات
[گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل]
کلبه ای ساخته ایم در این آشیانه
چو شعر بافته ایم زین گوهر نامه
که آیی شود زیباتر از پروانه
به دورت میگردیم دراین کلبه حقیرانه
==============
[گل] وبلاگ شاعر با شعری جدید آپ شد...[گل]
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
وبلاگ شاعر - شعرهای عاشقانه-رومانتیک-اجتماعی-غزل و ... به همرا دیکلمه اشعار
http://shaear.persiangig.com
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
وب سایت شاعر - دانلود لیست اشعار ماهانه - دانلود دیکلمه اشعار - به صورت دسته بندی شده و با حجم بسیار پایین
http://s-shaear.tk
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
وب سایت پارسینا- هر آنچه برای یک وبلاگ لازم است
کد آهنگ - تصاویر زیبا و عاشقانه - تصاویر جدا کننده - ساعت فلش- تقویم میلادی - و صدها عنوان دیگر.... مجانی
http://parsina.tk
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
با حضور خود در وبلگ شاعر ما را سرافراز سازید
اوقات زیبا و عاشقانه ای را برای شما در کلبه درویشی خود آرزومندیم
مهدی علیپور آزاد
[گل] وبلاگ شاعر با شعری جدید آپ شد[گل]
http://shaear.persiangig.com
ممنونم
انچه را شعر است و مربوط به ان دوست دارم
از لطف شما بی نهایت ممنونم
خواهش می کنم
من هم ممنون لطف تو
سلام
این همان کاکلی های شاد هستند که در چشمان اوست؟!
میدانم که به چه چیزی اشاره داری
اگرچه همانطوری تو اورده بودی عزیز شاد
ولی فریبی بود که در پشت نقاب تزویر پنهان
سلام و عرض ادب خدمت کوروش عزیــــــــز
درود بر تو بزرگوار
امیرجان ادرس که داری فراموش نکن
خوشحال میشم در خدمت باشم
من باز فراموش کردم نامم رو بنویسم ؟!!!

واقعا که !
ظاهرا واجب شده به یک پزشک آی کیو درمانی مراجعه کنم...
با اینکه بی نام امدی
دیدی که خوشنامیت را بروز دادم
مگه میشه نشناسم
از قلم یک نویسنده میشه شناخت حتی بی نام
ما همه گرفتار دغل بازانیم
چه کنیم که این گرفتاریمان فراگیر شده
پروبال ما شکستند و در قفس گشودند/چه رها ،چه بسته مرغی که پرش شکسته باشد.
البته خودمان هم در باز کردن در قفس بی نقش نبوده ایم
کوروش جان من فکرمی کنم که شما در سال ۷۷و ۷۸ عاشق بوده اید و در طلب معشوق چه ها کشیده اید!!!

تو این سال ها واقعا اشعار زیبا و احساسی دارید.
و بعد از این سال ها نگاهتان را وسعت بخشیدید و با بلند نظری با جامعه بشری و ایران از دست رفته و غم های کلی تری پرداختی.
حقا که سیر تکاملی زیباییست، با شالوده ای از عشق!
عاشقی میلاد جان سال و سن نمیشناسه
این نظرتو که به دلنوشته های من از سر ذوق و شوق می نگری
ممنون اینهمه مهرت
چه مردمان بی رحمی
که از آینه ی صاف و صادق وسیله ای برای نیرنگ و ریا و تزویر می سازند!
چه مردمان بی رحمی
که کاکلی ها را در قفس می نشانند و اسیر میله های سرد و آهنینن می کنند.
چه مردمان بی رحمی
که عشق را بازیچه می کنند...
افسوس که در میان این نامردمان باید زیست...
همچنان همیشه و هماره
شاعرانه و عاشقانه. که چیزی جز این انتظار نمی رفت
بویژه که نقش آئینه با تمام ویژه گی هایش را از قلم نیانداختی
ممنون همیشگی
یادت هست که چگونه دلت آرام میگرفت ، آنوقتی که صدای رعد، تو را می ترساند و یا پارس سگی هراسانت میکرد، پشت مادرت در چادری بسته شده بودی ، یا توی بغلش بودی یا توی گهواره، زمستان بود یا تابستان ، آن زمان که صدای آواز گرم مادر دلت را میبرد ، ترست میریخت، چه میخواند، ذکر بود، زمزمه بود، آواز بود یا ترانه، یادت هست؟
آپم و منتظر حضور سبزتان...
بازهم کامنتی مهربان و شاعرانه
به خود می بالم از این همه انسانهای پر احساس و عاطفه
بسیار زیبا بود.
ممنونم بانوی جنوبی
خوش امد ید
بادرود
ممنون از این که به تارنمای من سر زدید
پیروز وسربلند باشید
من هم سپاسگذار چشم رنجه ی تو عزیز پارسی
کوروش جان دیکلمه رو چرا نتونستی گوش کنی؟
مهدی عزیز
خودم هم متوجه این موضوع نشدم که چرا؟
سلام کوروشش عزیز
عصر جمعت بخیر
بع من سر بزن،منتظرتم.
درود بر تو
امیدوارم
آدینه ی را خوش گذرونده باشی
سلام برکورش بزرگ وعزیز
باورکن ازکامنت شما شادشدم چون چندروزی خیلی قاطی بودم .ازاینکه بزرگواری میکنی ممنون وکوتاهی مرا ببخش .سعادتی بود بار دیگر اشعارزیبایتان بخوانم واستفاده برم
شادوسرفراز باشید
ممنونم آقا کریم گل
ادای وظیفه بود
همیشه بیادتم
کاش بشه این بازنشستگی رو شمال سری بزنی
سلام کوروش عزیز....ممنون از گلها و عیادت دوستانه...
خیلی زیبا بود این درد کاکلی...این نشان از روح لطیف شماست که میجوشد این کلمات زیبا....سبز بمانی
خوشحالم که سلامتی به چشمان زیبایت برگشته
ممنون از حضورت آناهید عزیز
سلام .
هنر را از پرنده آموختند و همه به یکباره در دام افتادند و عاشقان رفتند و دام همچنان باقیست و رهایی و حقیقت در پس پرده ها فراموش شده
سیمین بانو ی عزیز
پر مهری کردید با قدم رنجه ی چشم
حرف اون دوست عزیز منو حسابی به فکر وا داشت رفیق!!
از اینکه تماس نگرفتم معذرت می خوام. کاری برام پیشامد کرد که تلفنی نزدیکم نبود اگرنه من بیش از تو مشتاق شنیدن صدای دوستم هستم اما ...
نگرانی مرا بپذیر که زنگ تردید را در پاسخت به آن دوست خوب شنیدم و حالا این تردید من شده است.
مشتاق و مردد منتظر پاسخی از توام
تردید در من!!!
اگر بود که رفیق شماره نمیدادم
اگرچه تر دید را در نداشتن تماس ...
من هرگز ان نبوده ام که دیگرا ن را خوش یا ناخوش اید
سعی کرده ام خود باشم
حکایت ان دوست متفاوت است
من در بیرون گمشده نیافتم گفتم شاید در نت بیابم
غریبه هائی بسیار در قربتم یافتم.
اگرچنین نبود که در غربت پی قریب نبودم
سلام. دیر نظر میدم چون امروز وبلاگتون رو دیدم. نصیحت اون دوست بنام فرخ درست بود. واسه من پیش اومد. کسی که منو بانوی جنوبی خواند و دوسال تمام لحظه ها تو نت با هم بودیم و صدای درد واشک همو هم میشنیدیم دیدار اول را دیدار اخر نامید و رفت. و فقط درجواب دوسال پرسش من سکوت کرد و سکوت تا اخر عمر. فقط من ماندم در تنهایی خودم.