سخن کوروش  نادرخانی

سخن کوروش نادرخانی

زمزمه های ادبی کوروش نادزخانی
سخن کوروش  نادرخانی

سخن کوروش نادرخانی

زمزمه های ادبی کوروش نادزخانی

دست اتحاد


74561346383185735898.jpg

ای قوم، به این وهم که بیگانه ام از من نگریزید
من جنس شمایم ،نه ز افسانه ام از من نگریزید

من مست شرابم ، زکهن باده ی دیروز
اکنون که دلا ساکن میخانه ام از من نگریزید

ویران شده ی جهل بود خانه ی دیرین
درکوشش آبادی ِ ویرانه ام از من نگریزید

دستی که درازاست به هم راهی امروز
پندار خطا گشت، که دیوانه ام از من نگریزید

فردا ی همه ،چشم به امروز من و توست
بیهوده گمانی است ،که بیگانه ام از من نگریزید

بداهه (کوروش تادرخانی)

دستت را به من بده


kgfjjfh97dczjt277qks.jpg

دستم را بگیر

دستم را بگیر

و مرا به رقصی هم آغوش

دعوت کن .

قرنهاست  ،

غزل رقص ِعاشقانه ای

نسروده ام .

و نبوده ترنم پای ِهیچ رقصنده ای

نوازشگر دل بی تابم .

دریاب  دل را

که تانگوی دلتنگی  دارد

واستخوان های تن از بی نوازشی ها

ترد است و شکننده  .

دستت را به من بده

دستت را به من بده

تا رقصی دونفره  را تجربه ای

دوباره کنیم

بی هیچ شرم نگاهی

در این میانه ی میدان

 

(کوروش نادرخانی)



نیت کنید

بر روی نوشته کلیک کنید وبرای دریافت  هدیه ایی دیگر

نیت کنید

به در میکده رفتی، به درودی خوش باش
به می وساقی سرمست ،سرودی خوش باش

عمر ما حاصل یک لذت پوچ است دریغ

آنچه باقیست اگر مست نمودی خوش باش


بداهه (کوروش نادرخانی)