سخن کوروش  نادرخانی

سخن کوروش نادرخانی

زمزمه های ادبی کوروش نادزخانی
سخن کوروش  نادرخانی

سخن کوروش نادرخانی

زمزمه های ادبی کوروش نادزخانی

شعر و درد

خواستم ،ازعاشقی لب واکنم

درد را و عشق را پیدا کنم

شعر را با عشق ، من شیدا کنم
...............................................شاعری از سرپرید.

خواستم تا از بد ِ دوران بگویم

از غم و شادی ،  دوا ،درمان بگویم
از گرانی ، همچو یک باران بگویم
.................................................شاعری از سرپرید.

باغ را باد ِ خزان ، پژمرده کرد

عشق را با غم عجین و مرده کرد
عقل را افسانۀ افسرده کرد
.............................................شاعری از سرپرید.

من هنر ها جسته ام در روزگار

فتنه های خفته دیدم کارزار
رونق ِ این فتنه ها شد کارو بار
.............................................شاعری از سرپرید.

خنده ها را زهرخندی دیده ام

شکوه ها را دردمند ی دیده ام
زهر ها را همچو قندی دیده ام
..........................................شاعری از سرپرید.

من گزیده مار ها را دیده ام

از کس و ناکس کنون ببریده ام
من به جای گریه بس خندیده ام
...........................................شاعری از سرپرید.


شعر من از درد چون سرشار شد

روحم از آن حیله ها بیمار شد
جانم ازحق گفت و هم بردار شد
.............................................شاعری از سرپرید.

شعر ِ من درمان هر درد ِ من است

آه گرمی از تن ِ سرد ِ من است
این سفر کرده ره آورد ِ من است
............................................شاعری از سرپرید.

درد را و عشق را با هم ببین

درد را تلخ و دگر را انگبین
شعرم انگبین بود ، عشقش نگین
............................................شاعری از سرپرید.

پس نگویم درد را با این قلم

نی به تو یا دیگری ، بهر ِ دلم
من نخواهم کرد اسم ِ خود علم
...............................................شاعری از سرپرید.

Share

طالع ِ خراب

شور و التهابم  ، کار   داده  دستم

عشق ِ بی جوابم ،  کار داده دستم


چشم  ِ مست ِاو را، دل بدید و گفتا
کاســه ء شرابم ،کار  داده   دستم

عشق ِآتشینش ،شعله ای بجان زد
جستجوی ِآبم ،  کار داده     دستم

بوسه ای ربودم ،گفتمش که دانم
کار  ِ با شتابم ، کار داده     دستم

او رمید و دل هم ،سوخت از رمیدن
این دل ِ کبابم ، کار داده     دستم

آگهی ز حالم ، سرزنش ندارد
کار ِ نا صوابم  ،کار داده     دستم

این دل ِ از جدائی ، سخت می هراسید
طالع ِ خرابم  ، کار داده     دستم

دل ِ که روز و شب را می طپد به یادش
بخت ِ رفته خوابم کار داده     دستم

یاد ِتو به قلبم ، چون ردیف شعر ست
این ردیف  ِِنابم ،کار داده     دستم

دوستان اگر برای بعضی از شما این شعر تکراری است .ببخشیدم .که تکراری نمیدانم

Share

طالع ِ خراب

طالع ِ خراب



شور و التهابم  ، کار   داده  دستم
عشق ِ بی جوابم ،  کار داده دستم


چشم  ِ مست ِاو را، دل بدید و گفتا
کاســه ء شرابم ،کار  داده   دستم

عشق ِآتشینش ،شعله ای بجان زد
جستجوی ِآبم ،  کار داده     دستم

بوسه ای ربودم ،گفتمش که دانم
کار  ِ با شتابم ، کار داده     دستم

او رمید و دل هم ،سوخت از رمیدن
این دل ِ کبابم ، کار داده     دستم

آگهی ز حالم ، سرزنش ندارد
کار ِ نا صوابم  ،کار داده     دستم

این دل ِ از جدائی ، سخت می هراسید
طالع ِ خرابم  ، کار داده     دستم

دل ِ که روز و شب را می طپد به یادش
بخت ِ رفته خوابم کار داده     دستم

یاد ِتو به قلبم ، چون ردیف شعر ست
این ردیف  ِِنابم ،کار داده     دستم



خرداد79

سنگ شدم


همه گویند: بیا

 بشو این  سنگ ِ دل ما تو صبور!

ولی افسوس

کسی

هیچ نگفت:

که تو هم دل داری؟



Share

ازقائده مستثنی

طلسم شکسته شد!

امروز برخلاف عرف عادت شده این چند وقت اخیر

صبح بر سرکارم حاضرشدم!!آنهم نه به علت سحرخیزی که شب بیدارمانی.

ساعت 10صبح پس از تماسی بی اتصال ،سیگاری گیرانده بودم به یاد ِوصال.

وبی آنکه خود متوجه باشم، شده بود م سوژه ای برای یکی ازشاگردان .او نیز در رویای اول شدن در مسابقات جهانی عکاسی!!

دیدم عکاسی طبیعی خیلی بهتراست تا اینکه، عکاسی مرتب چک و چونه ادمی را به چپ چپ یا به راست راست کند. این یکی از آنهمه عکس که چون باقی زیاد ی غرق در مغروق  شدن کشتی های تجاری خودم بودم . نپسندیم.هدیه به یاران



برای دیدن اندازه ی واقعی (اگرچه زیادهم دیدنی نیستم)
می باید بر روی عکس کلیک کنید.


توجه ای دوستانه
همراهی مهربانانه ی شما با شرکت در بحث چگونه شاعر شوم.
و توجه به نظرات دیگر دوستان
برای من که خیلی آموزنده بوده.که امیدوارم فراموش نشود.از محبت همگان سپاس دارم
Share