شعری ازیک دوست
که در 13 سالگی سروده است
نقطه هایش همگی
خاطره اند
عشق تکرارهمینخاطره هاست.......
رها
زن
از دوستی
پرسیدم:
رابطه ات با زنت چند درصدیه ؟
گفت:99%
گفتم؟
99%؟
گفت:
99%خوبه. ولی همون1% زندگیمو 99% سیاه کرده
...
...
...
...
..
ریاضی هم پیچیدگی این مسئله رو حل نمی کنه.

اعجاز حسن
گفتم به چشم ،راز دل افشا شود نشد
وین نامه ،نا نوشته،چو انشا شودنشد
بستم به بال دیده، غزل را که دل سرود
بر بام تو نشیند و پر، و ا شود نشد
دل خواست، دم به دم که غنیمت شمارد آه
شمعی که قطره قطره ،به یلدا شود نشد
با رآی عقل ،از سر صدقم، ز سرّ عشق
دیدم مگر ،که حل معما شود نشد
گفتا :که راه عشق نه راهیست رفتنی
هر عاقلی ،که رهرو فردا شود نشد
اعجاز حسن و ،آیت ِ عصمت بر آب زد
نقشی که یاد ِ روی زلیخا شود نشد
حجّت ،که پای بند غزالان نازکی
ترسم که داغ ِ غم، ز سویدا شود نشد
گفتا :که راز عشق و زبان آوری چه سود؟
:کز سیل ِ اشک راز دل افشا شود نشد
از دوستانی تا کنون
با نظرات خود مرا
مدیون مهر بیشمار خویش کرده اند
سپاسگذارم.
تصمیم گرفتم از این بعد برای گسترش فعالیتهایم
در انجمن های تخصصی کاسپین فروم
هم باشم
خوشحالیم زمانی بیشتر خواهد شد
مکان دیدارمان آنجا باشد
شما هم امتحان کنید