طواف نکرده ترا ، حاجی ام خواندند
توئی خدای من ای سیاه دل ِ دیوار
کوروش
(تقدیم به تو حید عزیزم)
چرا هر از گاهی
دل را و دوست را
به رفتگان؟
مانده گان از پیش رفته را
چه کسی یاد خواهد کرد؟
در مقاله جدیدت صحبت سیگار کردی
آری دیگر نه از سر شادی که از اندوه فراوان
برای کوتاه تر کردن سیگار عمر
هی پک می زنیم
چرا؟
چونکه به پوچی تلاش برای دزدیدن سر از تیررس
گلوله ی نجات دهنده
فکر می کنی
نمیدانم برایت گفته ام که
وقتی برای گرفتن نامه ی کارت ایثار اهواز رفته ام
ویا خود نامه تهران
از نگاه های نفرت انگیز و سرد و تحقیر آمیز
بگذریم.
به رفته ات افتخار کن
وشاد زی که رفت و ...
بگذار مانده گان ِ میراث خور که هرگاه پله می خواهند
از استخوان شان نیز دریغ ندارند
درعوامفریبیشان بمیرند
فراموشی درمان ِهوشیاریست
زندگی مارا حکایتی است
بی نظیر در تاریخ تمدن بشر
تقویم فردا را مبعث اعلام کرده است
چیز غریبی نیست.در تمام تقویم ما هیچ روزش به هویت ما ارتباطی ندارد.
ولی از همه غریب تر.
مارا در در روزی به ناف بخت بستند که چنین فردا بود.
فردائی که آن روز یک روز بهاری بود
ولی فردای ِ امروز ما. یک روز گرم ِ تابستانی است
آیا چنین روزی باید جشن بگیرم؟؟؟؟؟
به کوروش چه خواهیم گفت؟ ***** اگر سر برآرد ز خاک
اگر باز پرسد ز ما *****چه شد دین زرتشت پاک
چه شد ملک ایران زمین ***** کجایند مردان این سرزمین
به کوروش چه خواهیم گفت؟ *****اگر دید و پرسید از حال ما
چه کردید برنده شمشیر خوشدستتان ***** کجایند میران سرمستتان
چه آمد سر خوی ایران پرستی ***** چه کردید با کیش یزدان پرستی
به شمشیر حق نیست دستی
که بر تخت شاهی نشسته است ***** چرا پشت شیران شکسته است
در ایران زمین شاه ظالم کجاست *****هواخواه آزادگی پس چرا بیصداست
چرا خاموش و غم پرستید،های ***** کمر را به همت نبستید،های
چرا اینچنین زار و گریان شدید ***** سر سفره خویش مهمان شدید
چه شد عرق میهن پرستیتان ***** چه شد غیرت و شور و مستیتان
سواران بیباک ما را چه شد***** ستوران چالاک ما را چه شد
چرا ملک تاراج میشود ***** جوانمرد محتاج میشود
چرا جشنهامان شد عزا ***** در آتشکده نیست بانگ دعا
چرا حال ایران زمین ناخوش است ***** چرا دشمنش اینچنین سرکش است
چرا بوی آزادگی نیست، وای *****بگو دشمن میهنم کیست، های
بگو کیست این ناپاک مرد ***** که بر تخت من اینچنین تکیه کرد
که تا غیرتم باز جوش آورد ***** ز گورم صدای خروش آورد