X
تبلیغات
رایتل
سخن کوروش
اشعار و دست نوشته ها
 
پرواز

xpwbpt9z4ely93cdbca2.jpg

پرواز

الان از عروسی فروغ دخترم می آیم. از هتل کانیار(معدن عشق)

چقدر همه جا سوت و کور است

گوئی شادی را با خود برده اند.

حال پرنده ای دارم که چه سخت پرواز به جوجه اش را یاد داد. بی انکه بداند. چه غمگنانه است

حکایت پرواز .

بزرگ می شویم می فهمیم که بزرگانمان واژه گان و کلمات به چه قیمتی می آموختند و به زبان می آوردن.

پاره ی تن یا پاره ی جگر

امشب گویا پاره ای از تنم از من جدا شد.

پرواز کرد از آشیانه

بسوی خوشبختی

به فردائی بهتر

تنها از من نگاهی ازپس این پرواز

به شوق توفیق


9708jwk2crbltmek49vg.jpg



ارسال شده در: یکشنبه 4 مهر‌ماه سال 1389 :: 12:05 ق.ظ :: توسط : کوروش
 
نویسندگان
کوروش (522)
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 115007