X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سخن کوروش
اشعار و دست نوشته ها
 
چه رفته برما؟؟
4a44rlxx68jmy6le3kdv.jpg

امروز یکی از همکارانم نیامد و وقتی که غروب دیدمش و علت غیبت را جویا شده و سرزنشش کردم که باید فلان کار را  انجام میدادی و نیامدنت ضرری زیاد دارد .

در کمال نا باوری گفت آن کار را دیشب در مسجد تمام کردم و به زودی ثمره اش را خواهی دید.

و وقتی توضیح داد متوجه شدم که دقیقا بهتر انجام شده است

ولی هنوز مانده ام که مگر مسجد جایی برای کار است انهم در چنین شبهائی

گویا اینکه جابجائی انجام شده فراگیرتر از آن است که فکر می کردم.تا به حال بارها دیده بودم که راننده تاکسی ازیک دبیر ادبیات باسوادتراست و دبیر شیمی از یک تاجر بازار خبره تر و موفق تر .

کارمندی که در محل ِکار با گوشی  موبایلش در حال خرید مثلا سیب زمینی است.

ودر صف نان. نانوائی را دیده بودم که از مشتری درصد تعرفه های گمرکی را می پرسید.

براستی چه بر سر ما امده است ؟چرا هیچ چیز و هیچ کس سر ِ جایش نیست؟

در تعطیلات کار می کنیم و در سر ِکاربا دوستانمان رازو نیاز عاشقانه!

برای اینکه از خط خارج نشوم درز میگیرم




ارسال شده در: یکشنبه 21 آذر‌ماه سال 1389 :: 08:55 ب.ظ :: توسط : کوروش
 
نویسندگان
کوروش (522)
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 112978