X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سخن کوروش
اشعار و دست نوشته ها
 
چگونه شاعر شوم؟(۱)

از همه ی یاران همراهم که این چند وقت دمدمی مزاجی ها و تاثرات روحی مرا تحمل کردند.سپاس و قدردانی میکنم.

بارها از یاران به طرق مختلف ، مستقیم و غیر مستقیم شنیدم که چگونه می شود شعرگفت و احساس را به این زبان بیان کرد؟

حتما دیده اید  کسانی را که در صحبت کردن معمولی دچار مشکل بوده، ولی خواننده های خوبی هستند؟ترانه می خوانند و در هیئت ها نوحه خوانند.

آدمی . گاه در برابر ناملایمات زندگی بسته به نوع ساختار درونی اش عکس العمل نشان میدهد.

عده ای پرخاشجو هستند و با خشونت و عده ای دیگر نیز بازتاب بیرونی نداشته و درونی بوده و بقول عوام -تو خودشان می ریزند.

کسانی هم جزوء هر دو گروه بوده و دوحالت بالا را از خود بروز میدهند.

من هم مثل همه ی آدمها چنینم ، بیرون را بازتابی دارم. و چون الکن هستم. شعر را برای بیان منویات درونی ام برگزیده ام.

شرم کردم به تو گویم که منم عاشق تو     تا لب گور بسوزم  که لبم دوخته شد

 

درباور قدماست که برای شاعر شدن می باید 20هزار شعر را محفوظ داشت.

واین نیز به اقتدار شاعر خواهد افزود.

مثالی میزنم.تنها باربری که می تواند در کویر و بیابان برهوت ِبی آب و علف طی طریق کند و به مقصد برسد،شتراست چرا که دارای کوهانی است پراز چربی ، و نیاز آب و غذا

را ار آن  تامین می کند.

وشاعردر کنار حفظ شعر که اورا ضمن آشنائی مسلط میکند بر وزن های شعری(یاموسیقی شعر) و ردیف و قافیه.که اورا همیشه همراهی مهربان خواهد شد.

شعر می شود ملکه ی ذهنی او . ذخیره ای که هرگاه که کاسه ی احساسش لبریز شد

از ناخودآگاهش  به یاری آمده و اورا برای سرایش شعر بی آنکه خود بداند همراه میشود.

دیگر در آن لحظه به این نخواهد اندیشید که

-به چه وزنی بگویم؟

-چه قالبی مناسب این حس و حال است؟

-چه قافیه و ردیفی را برگزینم؟ و....

 

ادامه دارد

وهمچنین از همه خواهش میکنم با نقد و  سوال مرا در ادمه مطلب یاری کنند



ارسال شده در: یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1389 :: 02:23 ب.ظ :: توسط : کوروش
 
نویسندگان
کوروش (522)
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 112966